وقتی بچه بودیم و مدرسه می رفتیم قبل از اینکه وارد کلاس بشویم.یعنی همان زنگ اول، کنار هم در صف های طویل می ایستادیم. بعد از یک سخنرانی کوتاه ناظم یا معلم تربیتی و تکرار چند باره از جلو نظام و الله اکبر و چند شعار و آموزش یک حدیث و تکرار آن و تکرار قوانین انظباطی و برخورد و هشدار به متخلفان این مراسم طولانی می رسید به یک مراسم طولانی دیگر.یعنی بالا بردن پرچم ایران و پخش سرود ملی ایران که همیشه با خرابی دستگاه پخش چند برابر زمان معمول طول می کشید.سرود ملی ایران سروده ابوالقاسم حالت بود که از ابتدا تا انتهای آن چند دقیقه طول می کشید و همیشه یکی از معضلات ما بچه مدرسه ای ها بود که جانی برای ایستادن در زیرآفتاب نداشتیم تا سرود ملی کشورمان رابشنویم.البته این فقط درد ما نبود مراسم های تشریفاتی و سیاسی هم این مشکل را داشت و یا ورزشکاران کشورهای دیگر وقتی روی سکو باید سرود ملی کشور ما را می شنیدند مدام خمیازه می کشیدند و همین مساله باعث شد فکری برای کوتاه کردن این سرود شود.بعدها سرود ملی ایران تغییر کرد و در یک زمان کوتاه 59  ثانیه ای سروده شد. گمان نکنم در زمان حیات  این پیرمرد کسی به او گفته باشد که سروده اش در وصف وطن کمی طولانی بوده.روحش شاد باشد.آنچه در پی می آید به مناسبت هفدهمین سالمرگ استاد ابوالقاسم حالت گرد آمده است.