رضا کرم رضایی

افسانه كرم رضايي(فرزند كرم رضايي) در گفت و گو با خبرنگار ايلنا با اعلام خبر درگذشت رضا كرم رضايي، گفت: اين هنرمند 25 روز به دليل عفونت ريه در بيمارستان مهر تهران بستري بود و سرانجام به دليل ايست قلبي، صبح روز 14 فروردين در 73 سالگي درگذشت.
وي از برگزاري احتمالي مراسم تدفين اين هنرمند در روز سه شنبه(17 فروردين) خبر داد.
كرم رضايي، متولد 1316 كرمانشاه است و از كالج تئاتر و فيلم آلمان فارغ‌التحصيل شده است. او هم در تئاتر و هم در سينما مشغول به كار بوده است.
فيزيكدانان، كلبه والدين، مستأجر جديد،مسافر ري، فصل پنجم، آقاي شانس، ديوانه‌وار، در كمال خونسردي‌، نيش، رابطه پنهان، نرگس، اعدامي، در شهر خبري نيست و خواستگار ازجمله آثاري هستند كه كرم رضايي در آنها ايفاي نقش كرده است.
ادامه نوشته

بهمن جلالی

 

 

 

 

 

 

 

 

  

ادامه نوشته

اولین سرود ملی جمهوری اسلامی ایران

وقتی بچه بودیم و مدرسه می رفتیم قبل از اینکه وارد کلاس بشویم.یعنی همان زنگ اول، کنار هم در صف های طویل می ایستادیم. بعد از یک سخنرانی کوتاه ناظم یا معلم تربیتی و تکرار چند باره از جلو نظام و الله اکبر و چند شعار و آموزش یک حدیث و تکرار آن و تکرار قوانین انظباطی و برخورد و هشدار به متخلفان این مراسم طولانی می رسید به یک مراسم طولانی دیگر.یعنی بالا بردن پرچم ایران و پخش سرود ملی ایران که همیشه با خرابی دستگاه پخش چند برابر زمان معمول طول می کشید.سرود ملی ایران سروده ابوالقاسم حالت بود که از ابتدا تا انتهای آن چند دقیقه طول می کشید و همیشه یکی از معضلات ما بچه مدرسه ای ها بود که جانی برای ایستادن در زیرآفتاب نداشتیم تا سرود ملی کشورمان رابشنویم.البته این فقط درد ما نبود مراسم های تشریفاتی و سیاسی هم این مشکل را داشت و یا ورزشکاران کشورهای دیگر وقتی روی سکو باید سرود ملی کشور ما را می شنیدند مدام خمیازه می کشیدند و همین مساله باعث شد فکری برای کوتاه کردن این سرود شود.بعدها سرود ملی ایران تغییر کرد و در یک زمان کوتاه 59  ثانیه ای سروده شد. گمان نکنم در زمان حیات  این پیرمرد کسی به او گفته باشد که سروده اش در وصف وطن کمی طولانی بوده.روحش شاد باشد.آنچه در پی می آید به مناسبت هفدهمین سالمرگ استاد ابوالقاسم حالت گرد آمده است.

ادامه نوشته

اکنون سیاه جامه‌ام با مویی سپید

اعتماد، رحمان حسینی: پیش نوشت؛ به همین سادگی هفت سال آزگار می گذرد؛ بی آنکه چیزی بفهمی، حسی در وجودت سنگینی کند و خلاصه، فکر کنی که «فرهاد» دیگر نیست. چندی قبل - شاید دو سه سالی پیش تر از حالا- که خام قلم و کند دست بودم، خواستم تا برای سالمرگ «فرهاد» چند سطری قلمی کنم تا در مجله نوباوه یکی از دوستان- هوشیار انصاری فر- «گذر»ی زده باشم بر خواننده محبوب جوانان متولد دهه های 30 و 40 و بعد هم کمی جلوتر دهه پنجاهی ها و بعد هم شصتی ها؛ از هفتادی ها که بگذریم، اما اجل مجله مذکور مهلت نداد و من ماندم و «گذر»ی نیم تمام. در راه نوشتن، هرچه صدا و تصویر از «فرهاد» داشتم زیر و رو کردم از صفحه و کاست و سی دی تا هرچه بیشتر روح کارها را درک کنم؛ هرچه بیشتر سختی و زبری صدای خواننده را لمس کنم و همه این «هرچه بیشتر»ها ... نمی خواستم از آن سوگنامه ها و مرثیه های احساسی و پرسوز و گداز بنویسم و نه می خواستم مشتی حرف های «درشت و سترگ،» به خواننده قالب کنم؛ خواستم تا کارنامه «منحصر به فرد» «فرهاد» را در سه جایگاه خواننده، آهنگساز و کسی که کلام را به خوبی می شناسد، بررسی کنم و در آخر نظری کنم بر آثارش؛ پس حاصل، پس از تغییراتی بسیار و جابه جایی ها و دستکاری هایی اساسی، این شد که می بینید و حالا دیگر به چاپ می سپرم؛ پس، بخوانید. و ...

ادامه نوشته

حال و روز من در ملانصرالدین

ملانصرالدین  ، 
کارگردان:علی اصغر دشتی  ، 
عکس:رضا معطریان

این روزها با نمایش ملانصرالدین روی صحنه رفته ام.حال و روز ما را هم می توانی در همین عکس ببینید که کار رضا معطریان عزیز است.اگر علاقه دارید عکس های دیگر این تئاتر را در ادمه ببینید.

ادامه نوشته

سرنوشت مبهم مرده‌هاي تهران

 «در حالي كه مسوولان سازمان محيط زيست، آغاز عمليات اجرايي احداث گورستان جديد در اراضي تلو را پيش از انجام دقيق ارزيابي‌هاي زيست محيطي ناممكن مي‌دانند، اما مديرعامل سازمان بهشت زهرا چندي پيش در گفتگو با يك خبرگزاري اعلام كرد كه مديريت شهري نه تنها براي احداث گورستان در اراضي تلو نيازي به اجازه سازمان محيط زيست ندارد، بلكه تا كنون شهرداري هيچ نامه‌اي از سوي محيط زيست مبني بر توقف ايجاد گورستان در اراضي تلو نيز دريافت نكرده است !» این بخشی از گزارش یکی از نویسندگان روزنامه جام جم از نبود اتفاق نظر در ساخت گورستان جديد پايتخت است.مرده های عزیز برای روشن شدن تکلیف روی ادامه مطلب کلیک و تا اطلاع ثانوی از مرگ پرهیز کنید. 

 

 

ادامه نوشته

آخرين مادربزرگ

قصد داشتم اسم اين پست رو  "طوبي و معناي شب" بگذارم.چون اسم مادربزرگم طوبي ست.طوبي دو روز پيش و در سن ۸۱ سالگي روي تخت بيمارستان با ضربان قلب ۱۳۰ از دنيا رفت.اون آخرين مادربزرگ زنده من محسوب مي شد.قبل از اون شوهرش كه پدر بزرگم (حاج محمد) باشه در سال ۱۳۷۰ از دنيا رفته بود.خيلي ها مي گفتن كه قيافه حاجي يه جورايي شبيه "آنتوني كويين" خدابيامرزه.طوبي و حاج محمد از اون مايه داراي شمروني كه نبودن،هيچ.هشتشون به نه شون گرفتار بود.يعني هر چي پول در آورده بودن زده بودن به شيكم.طوبي يه مادر داشت به اسم گلاب كه ما ننه گلابي صداش مي زديم.ننه گلابي هم سال ۱۳۶۸ از دنيا رفت.اينا همه تيره و طايفه مادرم بودن.اما پدرم (علي آقا) كه نور به قبرش بباره و تو ۳۷ سالگي تو يه تصادف رانندگي فوت كرد،بي پدر و مادر بود.يعني از بچگي پدر و مادرشو از دست داده بود و تنهايي قد كشيده بود،بي هيچ آب و نوني.در واقع طوبي آخرين نفري بود كه از نسل مادربزرگا برا من مونده بود.قبلش كه حاج محمد آخرين پدربزرگم بود.قبل تر از اون هم كه اصلا نه مادربزرگي داشتم و نه پدربزرگي.فقط يه ننه گلابي بود كه مادر بزرگ مادرم بود و بهترين مادربزرگ دنيا بود.از اون پيرزنايي بود كه دوست داري رو چشم بذاري.نوراني بود و نمكي.مثله شخصيت هاي داستاني تمام عمرشو گذاشته بود تا روي زندگي رو كم كنه.۹۲ سالم عمر كرد و اگه بچه هاش آزارش نمي دادن شك ندارم تا ۱۲۰ مي رفت.طوبي از اين جهت خيلي مهم بود و.......

 

ادامه نوشته

مرگ‌های هنري در سال 1386

سال قبل زمستان سرد و كش‌داري داشت، اين ‌را همه‌ي آن‌ها كه با خبر و هنرمندان در ارتباط بودند اذعان دارند. گويا روزها به‌سختي مي‌گذشتند تا به آخر نرسند. هر خبر و پيام كوتاهي كه حوالي طلوع صبح‌گاه مي‌رسد، موجي از دلهره را باخود همراه مي‌كرد تا بخوانيم يكي ديگر از نام‌هايي كه با نام ايران مي‌شناختيمش هم رفت؛ شاعر مجسمه‌هاي آهني، قدرت كوه‌هاي ايران، فيگورساز طبيعت ايران، نقاش خاك‌هاي ايران، آبروي تئاتر، معمار و پروفسور نامدار، بخشي بزرگ دوتار نواز، پير دف‌نوازي كردستان، پايه‌گذار پژوهش دانشگاهي هنرهاي سنتي و... .

ادامه نوشته

مرگ در ساعت ناخوش

داوود اسدی بازیگر مجموعه مطرح طنز "ساعت خوش" در سكوت و تنهايي درگذشت.نقشي را كه او همراه با رضا عطاران و يوسف صيادي (حرف زدن ۳ نفري همراه هم ) ايفا مي كرد در ذهن بر و بچه هاي طنز ماندگار است.او هم همراه با مهران مديري،نصرالله رادش،رضا عطاران،رضا شفيعي جم و خيلي هاي ديگر در "ساعت خوش"درخشيد.اما به مرور كمتر ديده شد و كمي بعد با يك تصادف به تنهايي پناه برد.آن قدر كه به دليل مشكلات مالي به محله خاني آباد رفت و مدتي را در آنجا زندگي كرد.با اين همه مرگ او در ساعت ناخوشي رخ داد.يعني در اولين روزهاي نوروز.روز استراحت و تعطيلي رسانه ها و جالب آن كه خيلي از دوستان او مثل مديري و عطاران و شفيعي جم و... اين روزها روي آنتن تلويزيون هستند.مرگ در نوروز مرگ خاموشي است...... 

 

ادامه نوشته

مرگ تمامم نمي كند

چقدر حروف كه من نامشان را گم كرده‌ام.چقدر نامه براي چقدر حروف نوشتم و به مقصد نرساندم.اين همه حرف با اين همه حروف چقدر كلمه شده و زاييده نشده.مرگ تمام نمي‌كند حروفم را.كلمه ها تمامم نمي‌كنند، هر روز راه مي روند.حرف‌ها با خاطرات پير مي‌شوند و كلمه ها سنگين تر.چقدر كلمات را زندگي مي‌كنم بي آن كه زنده باشم.مرگ باور زندگي است در من.من بي او.براي او.تمامم نمي‌كند او.پر از بي حوصله‌گي و بي خوابي است.نجواهاي من با اين حروف در روزي كه هرگز زاده نشدم. 

«سين» كوچك سلام.دل تنگم.تمام سلام هايم بي جواب مانده اند.داري قد مي‌كشي در تنهايي سيگارت.نگاه عريان تو هر از گاهي دل تنگي هايم را مي شويد.چشمان تو تنهاترين نگاه ماه است در شب.انگار حوالي خياباني باريك دنبال كتابت مي گردي؟خط به خط مشق هاي تو مهرباني است.تمام بوسه‌هايم براي مهرباني بي‌دريغت......

 

 

ادامه نوشته

دو تار مست

حاج قربان سلیمانی هم رفت؛ جای او را هرگز کسی پر نخواهد کرد. بروید از تمام دو تار های جهان بپرسید... حیف پیرمرد، حیف. دوتار حاج قربان، صدای یورتمه رفتن اسب را داشت. حالا که رفته‌است، به تمام اسب‌های جهان شلیک می‌شود. بدرود دوتارِ مست.این چند خط وصف پیرمردی است که با انگشتانش  هستی را مست می کرد.حسین نوروزی از دوستان منزوی من این چند چند خط را برای پیرمرد جادوگر نوشته است.نمی دانم درست یا غلط دوستی درباره حاج قربان نقل می کرد که حاج برای اجرا به فرانسه رفته بود و آنجا جماعت فرنگی مدهوش صدای ساز پیرمرد شداند.اهالی موسیقی فرانسه هر چه تلاش کردند تا حاج قربان را برای ماندن در فرانسه ترغیب کنند جواب حاج قربان همان کلمه نه بود.و هر چه اصرار بیشتر می شد حاجی محکمتر جواب می داد که باید برگردد.وقتی علت را جویا شدند.پیرمرد گفت:چند هفته پیش تخم هایی در باغچه خانه کاشته ام  و اگر به آنها سر نزنم جوانه نمی زنند.نمی خواهم از بی آبی بمیرند.سادگی این پیر مرد روستایی اما در ساز او جادویی پیچیده بود که زخمه به دل می زند و چنگ در بغض آدم می انداخت.برای خواندن شرح حالی از او روی ادامه مطلب کلیک کنید... 

 

 

ادامه نوشته

اسطوره شطرنج دنيا مات شد

بابي فيشر، قهرمان شطرنج آمريکا که در سن پانزده سالگي قهرماني اين کشور را به دست آورد، درگذشت.به گزارش خبرنگار تابناک،وي در سال 1972 در اوج جنگ سرد بين آمريکا و روسيه و در حالي که مردم آمريکا اعتماد به نفس خود را تا اندازه بسياري در رويارويي با قدرت روزافزون روس‌ها از دست داده بودند، «بوريس اسپاسکي» روسي را در نبرد قهرماني جهان شکست داد و قهرمان جهان نام گرفت.او ديروز در غربت و در شرايطي که در سال 2005 پس از 9 ماه زنداني بودن در ژاپن، مجبور شد مليت آمريکايي خود را کنار بگذارد و با اخذ مليت ايسلندي در اين کشور اقامت گزيند، در شهر «ريکياويک» ايسلند بر اثر يک بيماري ناشناخته درگذشت. 

 

 

ادامه نوشته

نواي روح بزرگوار بر خش خش برگ هاي پاييزي  

امروز سالروز مرگ بابک بیات یکی از بزرگترین آهنگسازهای کشورمان است.او برای بسیاری از فیلم ها
آهنگ ساخته و آهنگ های او فیلم هایی بسیاری را در ذهن ماندگار کرد.هیچ گاه آهنگ هایی از یاد نمی روند،فراموش نمي كنم آهنگي كه براي "فصل بد خاكستري" سروده ايرج جنتي اعطايي ساخت.روحش شاد.امروز و در اولين سالروز مرگش آخرين نوشته اي را كه نويسنده روزنامه سرمايه روز تولدش در ۶۰ سالگي براي او نوشته بود،ديدم.احساس كردم در روز مرگ او بهتر است از تولد او حرف بزنم.مرگ براي كسي مثل بابك بيات يك تولد است..

 

ادامه نوشته

سنگ قبرها در تابلوي گورستان

سنگ قبرها خیلی سال است که از مرده هایشان جاودانه تر مانده اند.مرده ها با گذشت زمان و گرد نابودی نسل ها در فراموش خانه دفن می شوند،اما سنگ قبرها بي گمان سالها و سالهاست كه در تابلوي گورستان ها زينت بخش هستند.شايد شما هم وقتي تصاوير يك گورستان را در يك فيلم هاليوودي مي بينيد،لذت ببريد.مثل سكانس اول فيلم "نجات سرباز رايان" كه اسپيلبرگ براي نمايش شكوه سربازان آمريكايي ما را به يك گورستان با شكوه و وسيع دعوت مي كند.حالا مقايسه كنيد با گورستان تهران(بهشت زهرا) كه ساخت و سازي درهم و خاموش دارد و به همت برخي از فيلمسازان تلخ پسند ما، محلي ترسناك پر از تنهايي و اضطراب نشان داده مي شود.اما نگاه كنيد به گورستان هاي قديمي به خصوص گورستان هايي با سنگ قبر "شير سنگي" كه هنوز ردپاي آن در لرستان وجود دارد. كمتر ارايه يك اثر هنري براي سنگ قبر مرسوم بوده و بيشتر جنس سنگ ها و تزيينات آن مورد توجه قرار داشته است.نگاه كنيد به سنگ قبري متفاوت كه سايت ايرانيان انگلستان زحمت آن را كشيده.براي تماشاي اين عكس ها روي ادامه مطلب كليك كنيد.شايد شما هم به اين نتيجه رسيديد كه گورستان با قبرهايي مثل اين مي تواند به يك موزه يا يك تابلو زيبا تبديل شود.     

ادامه نوشته

آئين نامه مرده شويخانه و گورستان

آيين نامه ها هيچ گاه جذاب نيستند شايد به دليل مقررات خشك و سخت و لازم الاجرايي كه دارند،جذابيت خود را از دست داده اند.اما با همه تنفر از آيين نامه هاي خشك و رسمي باز هم
مجبور به مطالعه و رعايت آن هستيم.اما آئين نامه مرده شويخانه و گورستان جداي از جذابيت حاوي نكات ديگري هم هست مثلا اين كه اين آيين نامه در سال ۱۳۱۹ تدوين شده و براي مرده شويخانه ها و گورستان هاي امروز كاربرد كمتري دارد.اين آيين نامه ۴۵ سال پيش تدوين شده يعني زماني كه تهران روزي ۱۰۰ مرده هم نداشته اما آمار مرده هاي امروزي چيز ديگري است.مرده ها هر روز زياد و زيادتر مي شوند تا جايي كه گورستان تهران (بهشت زهرا) تا ۱۶ ماه ديگر جايي براي مرده هاي جديد ندارد.به هر حال اين آيين نامه براي كساني كه به ارايه خدمات رفاهي به مرده ها علاقه مند هست در مرده نگار آمده است تا باز خواني آن خدمتي به اهل قبور كرده باشيم.شايد با خوانندن اين آيين نامه يك مركز غير دولتي پا پيش بگذارد و به جاي ساختن برج و ... با احداث يك گورستان بزرگ مرده ها را رتق و فتق كند.علاقه مندان براي مطالعه آيين نامه را دقيق مطالعه كنند.... 

  

ادامه نوشته

گفت و گوی حسین پناهی با نازی در شبی که مرد

حسین پناهی شعری دارد که در آن با بخش دیگری از وجودش می میرد.امروز وقتی این گفت و گو را می خواندم احساس کردم جای آن در مرده نگار خالی است.نه به دلیل این که حسین پناهی فوت کرده و شاعر این اثر است بلکه فکر می کنم این نوع گفت و گو ها مرده است.دیگر کمتر کسی پیدا می شود تا لا به لای حرف های روز مره تو را هل بدهد به درون دریایی که پر از احساس و تفکر است.زمانی که داشتم این نوشته را می خواندم دوست مهم و عزیزی زنگ زد .پشت سیم های خش دار تلفن حالم را پرسید. بی آن که در انتظار پاسخم باشد.حالم بی باران بد است... نام این گفت و گوی حسین پناهی هست:شبی که من و نازی با هم مردیم......

 

 

ادامه نوشته

شهری که مرد

طهران یکی از شهرهای قدیمی است که زیبایی های خاص خودش را دارد.البته طهران قدیم که هنوز رنگ شهر نشینی به خود نگرفته بود بسیار زیباتر از تهران امروز  و شهر بسیار زیبایی برای زندگی به شمار می رفت.تقریبا در حال حاضر هیچ کجای تهران زیبا نیست مگر بخش هایی که هنوز اصالت و کهنگی خود را حفظ کرده اند. با این اوصاف می توانید طهران قدیم شهری که دیگر مرده و آدم هایی نیز که کم کم با آن می میرند را ملاحظه کنید. عکس هایی که می بینید از وبلاگ کیوان اسفندی  برداشته ام.

 

 

ادامه نوشته

خلبان اتمي هيروشيما مرد‌

خلبان 92 ساله آمريكايي كه 62 سال پيش، بمب اتمي را از فراز شهر هيروشيما رها کرد و با قتل ده ها هزار انسان بي گناه، سبب بروز يك فاجعه انساني در جهان شد، روز گذشته در خانه خود در شهر اوهايو مرد.
تيبتس 92 ساله خلبان هواپيماي بمب افكن بي-26 در روز ششم اوت سال 1945 ميلادي يك بمب اتمي را در شهر هيروشيما رها كرد و ده ها هزار نفر را به خاك و خون كشيد. اين بمب كه در طراحي آن از64كيلوگرم اورانيوم استفاده شده بود؛ از ارتفاع 9600متري رها شد و در ارتفاع 580 متري سطح زمين با شدتي معادل با انفجار كيلو تن TNT ‌‌منفجر شد. مجموع تلفات اوليه و كشته‌ شدگان ناشي از عوارض اين انفجار را بالغ بر 140 هزار نفر تخمين مي زنند. سه روز بعد در 9 اوت، انفجار بمب موسوم به مرد چاق در شهر ناكازاگي ژاپن سبب مرگ 74 هزار نفر ديگر شد.‌اين حادثه باعث تسليم ژاپن و پايان جنگ دوم جهاني شد.

 

 

ناگهان چه زود دیر شد

سالها قبل سروده بود: آن جا كه عشق تمام مي‌شود، نام كوچك من آغاز مي‌شود. قيصر امين‌پور شاعر پرآوازه و محبوب معاصر شب گذشته روي در نقاب خاك كشيد.من قیصر را با این شعر شناختم.کسی که به قول خودش نام دیگرش درد بود.

حرف هاي ما هنوز ناتمام...
تا نگاه مي كني ،
وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگي!
پيش از آنكه با خبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود
آي ...
اي دريغ و حسرت هميشگي
ناگهان
چقدر زود دير مي شود!  

 

ادامه نوشته

اگر «بهشت» پر شود تهراني‌ها چه كنند

بیچاره تهرانی ها.از این به بعد کجا بمیرند؟جایی ندارند برای مردن.تنها گورستان شهر هم پر شده.مدیر گورستان اعلام کرده ظرفیت تکمیل است.چه باید کرد؟به نظر می رسد برای تهرانی ها چند راه حل بیشتر نمانده.اول آن که بروند در جایی دیگر بمیرند.دوم آن که اصلا نمیرند.سوم این که از مرگ دیگران جلوگیری کنند.چهارم این که زودتر بمیرند تا جای مردن تمام نشده.مسئولان هم چند راه حل دارند.یکم این که از مرگ های بی خودی جلوگیری کنند.دویم این که مدیریت گورستان را استیضاح کنند.سیم این که با درآمد نفتی به مرگ و میر کمک کنند.چهارم زودتر طرح سهمیه بندی و زوج و فرد مرگ تهرانی ها را به مجلس بفرستند.البته این اشتیاق به مرگ و میر تنها در مرده نگار موج نمی زند.نمی دانم چه اتفاقی افتاده که بچه ها و رفقای ما در بخش اجتماعی خبرگزاری فارس هم به فکر مرگ و میر افتاده اند؟البته برای خبرگزاری فارس که تنها سیاست و اقتصاد را می شناسد بد نیست که کمی هم به فکر آخرت باشد.چون 16 ماه ديگر ظرفيت بهشت زهرا(س)، تنها گورستان رسمي كلانشهر تهران، تكميل مي‌شود... 

ادامه نوشته

فروش یک نامه عاشقانه پس از خودکشی

نامه عاشقانه سرگشاده‌ای که فیلسوف برجسته فرانسوی یک سال پیش خطاب به همسرش نوشته بود، پس از خود کشی او و همسرش، در عرض دو هفته به یکی از پرفروش‌ترین آثار ادبی فرانسه تبدیل شده است.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران ایبنا به نقل از "گاردین"، «آندره گُرز»، از بنیانگزاران مبادی فکری حزب سیاسی سبزها که از دوستان نزدیک «ژان پل ساتر» به شمار می‌رفت، 22 سپتامبر سال جاری به همراه همسرش در محل سکونت‌شان در روستای «وزنان» در شرق پاریس با تزریق سم خودکشی کرد.جسد آنها دو روز بعد توسط پلیس کشف شد. آن‌ها در نامه‌های متعددی که خطاب به مقامات و دوستان و آشنایان خود نوشته و روی میزی در خانه قرار داده بودند، دلیل خودکشی‌ خود را بیماری لاعلاج «دورین»، همسر بریتانیایی الاصل «گرز» عنوان کرده‌اند.......

 

 

ادامه نوشته

مارسل مارسو برای همیشه سکوت کرد

بازیگری که هیچ گاه در نمایش های خود سخن نگفت و همواره با حرکات بدن خود تماشاگرش را با دنیایی جدید آشنا کرد در ۸۴ سالگی درگذشت.مارسو به عنوان احیا کننده هنر پانتومیم در جهان مورد تقدیر بود و نمایشهایش که در آن نقش دلقکی با چهره ای نقاشی شده سفيد و کلاه مچاله شده را بازی می کرد، در طی بیش از نیم قرن در سراسر دنیا با استقبال فراوان روبرو شد.مارسل مارسو در سراسر جهان به دليل ظاهر شدن در نقش دلقکی با چهره ای سفيد و کلاه مچاله شده معروف بود.او که اسم اصلی اش مارسل منگل بود در سال 1947 با خلق "بيپ" دلقک غمگينی که با ژاکتی راهدار و کلاه ابريشمی مچاله شده، روی صحنه ظاهر می شد، شهرت جهانی به دست آورد.....

 

 

ادامه نوشته

بازی برای مرگ

راه های زیادی برای مردن هست ولی برخی از این راه ها عجیب و جالبند و احمقانه به نظر می رسند.مثلا چند سال پیش دو نو جوان چینی برای سیگار کشیدن مداوم با یکدیگر مسابقه گذاشته بودند.که شصت و هفتمین نخ برای نوجوان چینی لحظه آخر زندگی اش بود.حالا هم یک مرگ جالب دیگر .محض پیشنهاد به کسانی که داوطلب خودکشی هستند.
به گزارش سرویس بین الملل سایت جهان و به نقل از رویترز، یک مرد چینی پس از سه روز متوالی که سرگرم بازی‌های رایانه‌ای اینترنتی در يك کافی‌نت بود، درگذشت.این مرد سی ساله که در قسمت جنوبی شهر گوانژو ایالت یوان زندگی می‌کرد، دیروز (یکشنبه) پشت ميز و جلوي مانيتور به حالت كما رفت و به سرعت به بیمارستان انتقال یافت، اما پزشکان مسئول قادر به زنده نگه داشتن وی نبودند.بنا به گفته روزنامه‌ها، پلیس احتمال خودکشی را در این امر ناممکن ندانسته است.

 

 

 

برادر بزرگ شجریان در گذشت

خیلی ها معتقدند صداي لوچيانو پاواروتي برادر بزرگ شجريان در موسيقي است.اما با اين تفاوت كه اين خواننده ايتاليايي شهرت جهاني دارد و شجريان به دلايل بسياري شهرت ايراني.به همان ميزان كه معتاد شنيدن غزليات سعدي با صداي شجريان هستم همان قدر هيچ ارتباطي با صداي پاوروتي نداشته و ندارم.خواننده هاي محبوب من در اپرا بيشتر به دليل توجهي كه به موسيقي پاپ داشته اند دوست داشتني بودند.به هر حال  صداي خواننده هايي مثل: رامازوتي،بوچللي،برايتمن،شاپلين و... برايم جذاب بوده اند.
اما حتما پاوروتي يكي از مطرح ترين خواننده هاي اپراست.تشييع جنازه با شكوهي هم داشت و شايد پس از ام كلثوم خواننده مصري شلوغ ترين مراسم تدفين و تشييع در ميان آوازه خوانان جهان را داشته است.به قول سپيده جديري او سلطان تنور است.براي خواندن مطلب او درباره پاواروتي كه در خبرگزاري ميراث آمده روي ادامه مطلب كليك كنيد....

 

ادامه نوشته

خداحافظ فرمانده

همیشه دلم می خواسته چیزی راجع به این مرد و مردهایی شبیه او که مثل شیر زندگی کردند و عمرشان را برای آسایش خیلی ها سر راه گذاشتند و رفتند بنویسم.دلم می خواسته ارادتم را به آدمها یی که قهرمانان ملی هستند و در جریان سیاست و حزب بازی ها خاک می شوند.فریاد کنم.کسانی که بی هیچ ادعایی رفتند و برای مردم و خاکشان جنگیدند برخلاف خیلی ها که به قول حاج کاظم آژانس شیشه ای سهمی از خانه و زمین و بورس و.. گرفتند یا خیلی ها که آن روزها در ناز و نعمت زندگی کردند و امروز مدعی های تقلبی حاج کاظمو و حاج داود و باقری ... شدند.شاید اگر این آدمها در کشوری دیگر زندگی کرده بودند امروز نامشان مثل چگورا روی لباس جوان ها می رفت.اما اینجا حتی مجسمه این آدمها توی شهر نیست کسی نمی شناسدشان.آقایان خیلی بزرگواری کنند اسم این مردها را روی بزرگراه ها می اندازند.این مطلب را که امروز روزنامه اعتماد ملی در صفحه آخر و به صورت محدودی کار کرده بود تنها به نشانه احترام و ارادتی که به این مردان دارم در صفحه خود لینک کردم.دلم می خواست فریاد بزنم خداحافظ فرمانده. 

 

ادامه نوشته

هزینه هایی که پس از مرگ باید پرداخت کنید

مردن هم خرج دارد .خیلی زیادهم خرج دارد.مخصوصا اگر بخواهی یک جایی سر نبش خوش منظره یا به قول مادر فیلم حاتمی قبر تو جایی آن وسط ها و دور افتاده نباشد...
الغرض سایت ایرانیان انگلستان در مطلبی هزینه های مردن را ریز به ریز درآورده البته به نظر می رسد نویسنده این سایت به خاطر دوری از وطن از تورم و کیفیت گورستان های تهران خیلی اطلاع نداشته اما خواندن این مطلب به آدمهایی که هوس خود کشی دارند توصیه می شود.مخصوصا روی سخنم با آقای ح.ن عزیز است که هر وقت قیافه اش را می بینم تاریخ جدید خود کشی خود را فاش می کند.
به هر حال از آن جا که بنده وظیفه قانونی خودم را می دانم برای این دوست عزیز و دوستان نا عزیز و هواداران و تماشاگر نماها و ...این مطلب را در فهرست مرده نگار آوردم.برای تماشای هزینه های بعد از مردن روی ادامه مطلب کلیک کنید فقط مواظب سکته زدن باشید.تماشای این فهرست به کودکان زیر ۱۸ سال توصیه نمی شود.....  

ادامه نوشته

مرگ یک تیتر

امروز قرار بود در مراسم بزرگداشتی برای یک «تیتر» مرده شرکت کنم.نرفتم.مثل تمام این روزها سکوت کردم.با تنهایی و بی خوابی خودم.گذاشتم دوست و دشمن شرح هجران این تیتر مرده را بنویسند.... 

 

ادامه نوشته

پینوکیو کارتو بکن

سرانجام پینوکیو متولد شد.دو روز است که متولد شده و راه افتاده.نه ماه طول کشید تا پینو کیو به این دنیا بی آید و چشمهایش را روی صحنه باز کند و روبروی تماشاگران بی آن که پلک بزند بلند بلند فریاد کند:من پی نو کی یو  هس تم.پی نو کی یو.یه آدم چوبی......


 

ادامه نوشته

خودکشی 150 شاعر

 
بر اساس کتابی که به تازگی از سوی انتشارات "دار النهر و دارالعربیه للعوم" در بیروت به چاپ رسیده، 150 شاعر در جهان در قرن بیستم خودکشی کرده اند.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روزنامه الحیات چاپ لندن، این تعداد شامل شاعران 48 کشور جهان می شود که به بیست زبان زنده دنیا شعر سروده اند که در این میان 15 شاعر از کشورهای عربی هستند..... 


 
ادامه نوشته

اقامت موقت

مصطفی خلجی از دوستان روزنامه نگارم است.اگرچه دوستی ما هنوز عمر زیادی نکرده و هنوز یک کودک کوچک و کنجکاو است اما هر از گاهی کافه نشینی با مصطفی قد و بالای این کودک را بلندتر می کند.اقامت موقت داستانی از اوست که گوراب منتشر شده که حال و هوای مرگ را در خود هضم کرده.شاید روزی بخت با ما سر سازگاری داشت و از مصطفی خلجی هم نوشتیم. 

ادامه نوشته