مرگ یک تیتر

امروز قرار بود در مراسم بزرگداشتی برای یک «تیتر» مرده شرکت کنم.نرفتم.مثل تمام این روزها سکوت کردم.با تنهایی و بی خوابی خودم.گذاشتم دوست و دشمن شرح هجران این تیتر مرده را بنویسند.من درگیر زندگی هستم این روزها حوالی تئاتر شهر با یک آدم چوبی به نام پینوکیو.
درگیر زندگی با بیخوابی و بیداری و بیماری و سکوت لعنتی ام هستم. قالب وبلاگم را عوض کردم لباس نو به تنش کشیدم خواستم از مرگ ننویسم.اما بر خلاف عقربه صدای ساعت های سکوتم امروز دارم می نویسم.می نویسم تیتر مرد.
تیتر دوستی هایی که با طعم تلخ قوه به شیرینی می رسید.تیتر امروز مرگ یک تیتر است.مرگ یک کافه.مرگ خاطره.مرگ دوستی.مرگ دو روزنامه نگار از کار بیکار شده است.

نمایی از کافه تیتر وقتی زنده بود
+ نوشته شده در شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶ ساعت 18:1 توسط عباس حبيبي
|