تشییع جنازه
«چقد زودُ،کی فکر شو می کرد»
«اعصاب و سیگار، من هشدار میدادم»
«بدنيستم، ممنون»
«اين دسته گل و باز كن»
«داداش هم ناراحتي قلبي پيدا كرده،اين مسلما ارثيه»
«با اين ريش هرگز نميتونستم شما رو بشناسم»
«تقصير خودشه،هميشه دنبال دردسر بود»
«قرار بود اون يكي كه تازه اومده سخنراني كنه،چطور شد نميبينمش»
«كازاك تو ورشوه،تاداك خارج از كشوره»
«تو يكي عاقل بودي كه چتر آوردي»
«چه فايده كه با هوشترين اونا بود»
«اتاقا تو در توه،باشكا قبول نميكنه»
«بله حق با اون بود،اما اين كه دليل نميشه»
«با رنگ در ماشين،اگه گفتي چقد شد»
«دو زرده ی تخم مرغ و يه قاشق شكر»
«اين به اون مربوط نيس،فقط برای خودش دردسر
درس كرده»
«فقط آبي،اونم سايزاي كوچيك»
«پنج بار،و هيچ جوابي»
«حرف تو درس كه ميتونستم،ولي تو هم
ميتونستي»
«خوبه كه لاقل اين كارو گير آورده»
«ولله نميدونم،شايد فاميل»
«كشيش عين بلموندو بود»
«تا حالا اين قسمت قبرسون نيومده بودم»
«هفته ي قبل خوابشو ديدم به دلم برات شده بود»
«اين دختره بد نيس»
«سرنوشت همه ما همينه»
«از طرف من به بيوه مرحوم بگين من بايد برم به»
«از اينا گذشته،ابهتش به لاتين بيشتر بود»
«هر چي بود گذشت»
«خداحافظ خانم»
«با آبجوچطوري»
«زنگ بزن گپي بزنيم»
«با خط چهار يا دوازده»
«من از اين طرف»
«ما ازاون طرف»

«ويسوا شيمبورسكا» متولد ۱۹۲۳،معروفترين شاعر معاصر لهستان و برنده جايزه ادبي نوبل در سال ۱۹۹۶ است.اشعار زيباي او كه به ۳۶ زبان زنده دنيا در ۱۸ كشور جهان ترجمه شده از سالها پيش شهرت جهاني يافته است.مهمترين كتاب اين شاعر«آدمها روي پل» نام دارد.شعر بالا از این کتاب انتخاب شده است.